گفتيم جشنواره عمار است. ما ميخواهيم كاملاً حزب اللهي باشد. هر كس از مسؤولين آمد، بايد رديف دوم بنشيند. رديف اول، همه مادرهاي شهدا. يكی از دوستان بنياد شهيد همكاري كرد. اصلاً جشنواره متبرك شد. مادرهاي شهدا آمدند. به هر كدام يك گل داديم و نشستند. همين حضور اينها. فيلمسازي كه ميآمد، كافي بود كه اينها را ببيند و عزمش جزمتر بشود. هر چقدر هم روشنفكرها بخواهند به او فحش بدهند كه تو براي انقلاب فيلم ساختهاي. بگويد، اين براي انقلاب، بچهاش را داده است. حالا تو داري به من فحش ميدهي كه براي انقلاب فيلم ساختهاي. ميشود اين فضاها را ساخت. ما روز نماز جمعه زرنگي كرديم و در نماز جمعه يك سري اطلاع رساني كرديم. نماز جمعه هم براي خودش اوصافي دارد.
من ميگويم، تريبون نماز جمعه، هر هفته بايد بهترين كارهاي هنري حزب اللهي كه در شهر ميخواهد صورت بگيرد را اعلام بكنند. بگويند، چهار تا كتاب منتشر شده، ملت برويد و بخريد. اين تئاتر خوب روي صحنه آمده است، برويد و ببينيد. اين فيلم خوب آمده است. چرا اين كار را نميكنيد؟ پيامبر از تريبون خودش استفاده ميكرد. پيامبر براي حسان تريبون درست ميكرد. با انصاف ها !، شما از پيامبر بالاتر هستيد؟ چرا اين كارها را نميكنيد؟ دهها هزار نفر در يك همايش اسلامي آمدهاند. هر هفته ميآيند و آنجا جمع ميشوند. اين ميتواند چه پتانسيلي در كل جامعه ايجاد بكند. در همان ماجراي جشنواره عمار، روز جمعهاش خيلي خوب شد. طيفي از بچههاي نماز جمعهاي آمدند. سينما فلسطين هم نزديك بود.
سينما فلسطين پر شده و صدها نفر نشستهاند و دارند فيلم او را ميبينند. من ميدانم كه چه انرژياي به اين آدم تزريق ميشود. اين براي او تا سال ديگر بس است. اگر با او دعوا هم بكنند. اگر بگويند، پول هم به تو نميدهيم. همان انرژياي كه از نفس مردم به او رسيده است. چرا مداحي اين قدر پيشرفت ميكند؟ چون با مردم نفس به نفس است. مردم ميروند و حقش را ميدهند. نه كه به او پاكت بدهند، ميروند و با او همناله ميشوند. ما كلي فيلمساز اهل بيت داريم. مستندساز اهل بيت داريم. كاريكاتوريست اهل بيت داريم. گرافيست اهل بيت داريم. اينها منتظر هستند كه يكي بيايد و با اينها همناله بشود. اينها را داريم.
ميخواستم اين را عرض بكنم. اگر پاتوقهاي هنري حزب اللهي تقويت بشود. سودش كه فقط به اينها نميرسد. به خود شما هم ميرسد. تعارف كه نداريم. ما در خانوادههاي خودمان، يك بچه دبستاني داريم، يك بچه دبيرستاني داريم، دانشجو داريم. در اين جامعهاي كه از انواع و اقسام محصولات فرهنگي ضد ارزشي پر است. فقط كه نميتوانيم به او بگوييم، اين كار را نكن. اينجا نرو. آن را نبين. اين را نشنو و.... تو به عنوان پدر بخواهي در خانه مديريت فرهنگي بكني، بايد به مسجد كه ميروي، حاج آقا بين دو نماز، هر هفته دو تا كتاب كودك به تو معرفي بكند. كه داريم. اتفاقاً عرصه كتاب كودك عرصهاي است كه بچه حزب اللهيها خيلي خوب در آن كار كردهاند.
مدیرمسئول مجله "راه" معتقد است سازمان صدا و سیما ورود خوبی به الگوهای خانوادگی نداشته و افزود: زن مسلمان از جنبش تنباکو در صحنه حاضر بوده ولی چقدر از این موضوعات در صدا و سیما ساخته شدهاند؟ رسانه ملی اگر سوژه میخواهد چرا از این همه سوژههای جذاب استفاده نمیکند؟ وقتی صدا و سیما در این زمینه درست عمل نکند برخی افراد که نسبتی به انقلاب و اسلام ندارند وارد برنامه سازی میشوند.
برخی از طنزنویسان که رسانه ملی آنها را به صدر برده و میلیونها تومان برای آثارشان هزینه کرده از نشریات روشنفکری انتخاب شدهاند. این در حالی است که طنزنویسان حزبالهی که طنزشان بهتر هم بوده به کار دعوت نشدهاند.
جلیلی درباره پاسخ رئیس سازمان صدا و سیما به درخواست 20 رسانه و نشریه برای مناظره زنده در برنامه "هفت" گفت: تقاضای مناظرهای از آقای ضرغامی شد که ایشان با کمال کمرویی این درخواست را بایکوت کردند. یک بار وقتی خانم بازیگری به نبودن عکس خود در تیزر فلان سریال اعتراض کرده بود آقای ضرغامی بارها مصاحبه کرد تا از دل آن بازیگر دربیاورد و واکنش نشان داد. حال چند روز است که 20 رسانه نامه زدهاند و ایشان خود را در جایگاهی نمیبیند که بخواهد جواب دهد. ما منتظریم آقای ضرغامی پاسخ دهد وگرنه با واکنش دیگری مواجه میشود.
صدا و سیما دانشکدهای دارد که از آن جعفر پناهی و بهمن قبادی بیرون میآیند. مدیریت فرهنگی ما باید از طیف بچه حزبالهی های مستعد حمایت کند و آنها را به کار بگیرد. اگر میخواهیم در حوزه فرهنگ وارد شویم و امر به معروف و نهی از منکر کنیم باید به سهم خود در عرصه فرهنگی مصرف داشته باشیم. باید شناخت خود را ارتقا دهیم و اطلاعاتمان را وسیع کنیم.
مسئوول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان این که تفکر دینی با «لااله» شروع میشود و نفی اله و الهها و بتهای غیر خدا، اظهار کرد: آقای قرهباغی، مظهر «لااله» در موسیقی انقلاب اسلامی است، مظهر موسیقی برائت از مشرکین است، برائت از شیطان بزرگ است و به نظرم این افتخار بزرگی است که نصیب ایشان شده است.

اینها حتی تلاش می کنند که داشته های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را هم به نام خودشان سند بزنند و استحالهاشان کنند. آقای محمدعلی نجفی کارگردان سریال درخشان سربداران که متاسفانه تحت تاثیر همین فضاهای روشنفكری به سمت دیگری رفت، فیلمی ساخته بود تحت عنوان "زاگرس"، که آقای محمد خاتمی در آن فیلم بازی کرد. یعنی ریاست جمهوری کشور ایران در حد یک سکانس در این فیلم با خانم مریلا زارعی همبازی شد. وزارت نیرو یک پول مفصلی داده بود که شما درباره سد کرخه که به تازگی ساخته شده، فیلمی بسازید و درباره آن تبلیغ کنید. در آن فیلم نشان میداد کسانی که سد کرخه را ساختهاند، آدمهایی با تیپ روشنفكری و سوسولی و با سبک زندگی غربزده هستند. یادم هست که در آن زمان، سینمای مطبوعات، سینما صحرا بود. من بعد از فیلم به سراغ آقای نجفی رفتم و گفتم «جناب آقای نجفی! تا جایی که من میدانم، سد کرخه را بچههای حزباللهی سپاه ساختند؛ یعنی آن تعداد از سردارهای سپاه که پس از دوران دفاع مقدس نمیخواستند برگردند به شهر، همانجا ماندند و سد کرخه را ساختند و تیپها اینطور بوده است ولی شما چیز دیگری نشان دادهاید» آقای نجفی در جواب من گفت که "حق با شماست و اینگونه بوده ولی اگر من واقعیت را نشان میدادم، کسی باور نمیکرد! آن بچه های سپاه را برداشتم و به جایش این تیپ ها را گذاشتم!" يعني با پول بیت المال و با شرکت رئیس جمهور، داشته های انقلاب را مصادره ميکردند به نفع روشنفكرها!

ما نمیگوییم که اصلا فیلم انقلابی بسازید، میگویم که حضرات حداقل آزاده باشید و واقعیات جامعه را بگویید. دروغ نگویید. اتفاقا جریان روشنفكری علمدار سینمای ایدئولوژیک به معنای آگاهی کاذب است. هم در فضای آکادمیک این را میبینیم که بهترین نمونهاش همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود كه عمدتاً طرف هر چقدر دانشگاهیتر بود، کورتر بود. هر کسی که نخبهتر بود، واقعیتهای بزرگتری را انکار میکرد. در صورتی که علم یعنی مشاهده روشمند واقعیت اما اینها منکر بودند و دنبال جایگزین کردن دروغ با واقعیت بودند؛
ملت وقتی میبینند جریانهای نخبگی و روشنفکری که باید نماینده هویت؛ فرهنگ و خواستههای مردم باشند، اين عرصه را ترک کردهاند و حتی به ضد خودشان تبدیل شدهاند و به سپاه دشمن پيوسته اند، خودشان از تنها تریبونی که میتوانند هویت و خواستههایشان را فریاد بزنند استفاده میکنند و این تریبون انتخابات است.
جلیلی مهم ترين پيام انتخابات نهم را "استقلال خواهي " دانسته و می گوید: ملت دست رد به سينه جرياني زدند كه گفتمانش آزادي منهاي استقلال بود و حاضر شد با بيگانه عليه نظام ائتلاف كند. اكنون ديگر رسما و صراحتا شعار آزادي منهاي استقلال و منهاي عدالت از سوي مردم نفي شده است اما باید دقیقا توجه داشت که آزادی همراه با استقلال و عدالت همواره و هنوز یکی از شعارها و اصول اساسی مردم است و استراتژي نظام بايد تبيين آزادي در چارچوب استقلال و عدالت و نهادينه كردن آن باشد.
وی معتقد است: هر چه نزدیکی استکبار داخلی و جهانی بیشتر می شود و نخبگان خائن پیوندهای بیشتر و علنی تری با بیگانگان پیدا می کنند پیوند مردم با ولایت فقیه مستحکم تر می شود و هر چه پیوند عمیق رهبری دینی و جمهور مردم آشکارتر می شود ریزش نخبگان خائن از نظام و یاسشان از سهم گیری هم بیشتر می شود.
دادگاه ویژه روحانیت یک نهاد تأثیرگذار در سلامت نهاد بنیادی روحانیت است و حفظ حرمت و اعتبار آن خصوصا بر متولیانش واجب است لذا در این برخوردی که با آقای ذاکری شده است اولین سؤالی که مطرح میشود این است که اگر قبول کنیم که جرمی اتفاق افتاده است باید توضیح دهند که این برخورد بر اساس کدام فرمول و کدام آیین نامه انجام شده است؟ و اگر قرار بر برخورد بوده چرا با مدیرمسئول برخوردی صورت نگرفته است؟ لذا خوب است که دادگاه ویژه روحانیت و سایر بخشهای قضایی اگر اقدامی انجام میدهند به طور شفاف از طریق سخنگو یا روابط عمومی اعلام شود که این برخورد به چه منظور و بر چه اساسی و طبق کدام آیین نامه انجام شده است تا هیچ شبههای در افکار عمومی و اذهان ایجاد نشود.
حتی خوب است دادگاه ویژه اگر برخوردی با صاحب مقاله 19 دی در روزنامه اطلاعات که اتفاقا مدیر مسئولش از اعضای هیات منصفه دادگاه ویژه هم هست صورت داده اعلام کند و اگر برخوردی هم نکرده باز هم اعلام کند که مثلا به استناد همان قانونی و مبنایی که آن مقاله را بلا اشکال دانستیم و با مدیر مسئول روحانی آن روزنامه برخوردی صورت نگرفت بر اساس همان قانون که همه در برابر آن علیالسویه هستند مقاله نه دی را مجرمانه تشخیص دادیم.

وحید جلیلی با اشاره به عدم پایبندی غرب و متأثران از غرب به مبانی خود ادامه داد: حرف من اين است كه ما داريم امتيازهايي به اينها ميدهيم. يعني اين را مفروض ميگيريم كه بله شما بالاخره يك اصولي داريد و به آن اصول وفاداريد. من ميگويم اصلاً در مورد اينها چنين چيزي صحت ندارد، يعني اينها حتي پايبند به ليبراليسم هم نيستند، براي همين است كه ميبينيد طرف تا ديروز آخرِ سوسياليسم بوده، امروز آخرِ ليبراليسم است. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يك روز سرپنجه نگاه كمونيستي و سوسياليستي در ايران بوده، امروز شده سرپنجه نگاه لیبرالیستی و امپرياليستي و... به نظرم خيلي اشتباه است كه ما به اينها بگوييم شما داريد با مبنا عمل ميكنيد. اول بايد اين را رسوا كرد، چون اگر اين را پذيرفتيد، اگر كسي قرار باشد بر اساس اصول عمل كند، يكمقدار قدرت مانورش كم ميشود و بعضي جاها مجبور است براي اينكه به بعضي از اصولش وفادار بماند، از بعضي از منافع خود بگذرد.
جلیلی به مواضع مقام معظم رهبری در مورد غرب و مدرنیته اشاره کرد و گفت: خود ایشان در دیدار اساتید بسیجی و در توصیف چمران به عنوان نمونه انسان تربیت شده انقلاب اسلامی می فرمایند: «در وجود يك چنين آدمى، ديگر تضاد بين سنت و مدرنيته حرف مفت است؛ تضاد بين ايمان و علم خندهآور است. اين تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغين -كه به عنوان نظريه مطرح ميشود و عدهاى براى اينكه امتداد عملى آن برايشان مهم است، دنبال ميكنند- اينها ديگر در وجود يك چنين آدمى بىمعنا است. هم علم هست، هم ايمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل" باید مراقب باشیم که حزب الله را گرفتار تضادهای قلابی و دروغین نکنیم که به قول آقا حرف مفت است.

وی توضیح داد که از نظر او، الگوی پیشرفت اسلامی و توسعه با هم تفاوتهایی را دارا هستند، اما این تفاوتها از شكل شروع نميشود. جلیلی در این خصوص گفت: اگر ما از ابتدا تعریف دقیقی از شکل نداشته باشیم، آن موقع ممكن است كلاه ديگري سرمان برود، چون يك عده ميگويند اين شكل را برداريم، آن شكل را بگذاريم. اين شكل اصلاً دموكراتيك نيست، اين شكل اصلاً تجددي و مدرن و... نيست. صرف اينكه اين شكل، شكل او نيست، ما فكر ميكنيم کارآمد نیست. ما ميگوييم بياييم راجع به ماهيت مشاركت صحبت كنيم تا بعد معلوم شود كه چه تفاوتهايي وجود دارند.
وی دموکراسی را متشکل از ثابتها و متغیرهایی دانست و توضیح داد که شکل، اغلب ثابت است اما متغیرهای ارزشی و فکری جامعه میتواند تعیین کننده نتیجه دموکراسی باشد. جلیلی گفت: هر نظام يك جمهوريتي را براي خودش تعريف ميكند. جمهوريت اصلاً اين جور تعريف ميشود كه يك ثابتهايي دارد و يك متغيرهايی. رأي در چهارچوب اين متغيرها تعريف ميشود. در جامعه غربي، مباني ثابتهايشان ميشود ليبراليسم و آزادي، در جامعه اسلامي ميشود اسلام.
بخش دوم و سوم مصاحبه وحید جلیلی با رجانیوز در ادمه می آید:
گفتوگو با وحید جلیلی خواهناخواه به مصاحبهای چالشی و پر از فراز و نشیب تبدیل شد. جلیلی مهمان چهارمين نشست تبیین نقشه الگوی پیشرفت اسلامی بود؛ نشستی که اگر چه در آن انتخابات محوریت داشت اما بحث بنیادین در ساحت نگاه تمدنی را در پي داشت. ضدیت توسعه و پیشرفت، محور چالشی بخش نخست گفتوگو با جلیلی بود و مسئله انتخابات، محور بخش دوم گفتوگو.

جلیلی معتقد است كه نباید برای تبیین الگوی پیشرفت اسلامی همه مواد غرب و توسعه را نفی کرد و فاسد دانست. او میگوید چه غرب و چه روشنفکران داخلی اساساً به مبادی و مبانی خود در عمل پایبند نیستند و نگریستن به آنها به منزله یک کل یکپارچه و بینقص در حکم امتياز دادن به آنهاست. وحید جلیلی معتقد است ادبیات انقلاب در مقابل تجدد و تحجر تعریف میشود و این هر دو را بايد همزمان با هم برای رسیدن به الگو لحاظ کرد.
جلیلی میگوید انتخابات برای ما فقط طریقیت ندارد؛ بلکه موضوعیت هم دارد. او میگوید انتخابات یک فرصت است برای رشد و حرکت. او معتقد است نباید بگذاریم برخی برای رسیدن به منافع سیاسی خود حزباللهیها را از نتیجه انتخابات مجلس بترسانند و ناگزیر از پذیرفتن لیست خود کنند. او توضیح میدهد که برخی میگویند: «با اينكه ميدانيد ما صلاحيت بالايي نداريم و اصلح نيستيم، بياييد به ما رأي بدهيد كه براندازها رأي نياورند.» و ادامه میدهد: «من ميگويم تو خودت برانداز هستي. كسي هستی كه داری سلسله مراتب نظام جمهوري اسلامي را جوري ميچينی كه اصلح در آن حذف بشود.»
او میگوید منفعت برخی در لولو ساختن برای موجه کردن برخی مصلحتهای دروغین است و سیستمهای لولومحور سیستمهای عوامفریبی هستند. او اسم این سیستمها را سیستم "هلو لولو" میگذارد!
بخش اجمالي گفتوگوی خواندنی رجانیوز با وحید جلیلی در ادامه میآید و بخش نخست آن در پایان همین پست قابل مشاهده است.
بخشهای دوم و سوم در پست بعدی در دسترس علاقه مندان قرار دارد.